محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )
168
تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى )
زعفران ، مصطكى و كتيراى سفيد ، از هر يك سه درهم ؛ عنبر و ورق طلا ، از هر يك چهار قيراط ؛ مرجان ، ياقوت سرخ و مرواريد ، از هر يك سه قيراط . مؤلف « تذكره » ، جهت بلغمييّن و اصحاب رياح ، عود ، سنبل الطيب و اسارون ، از هر يك چهار درهم زياد نموده و جهت مفاصل و عرق النسا و امثال آنها ، غاريقون ، اشق ، تربد ، انزروت ؛ عاقرقرحا و سورنجان ، از هر يك سه درهم و جهت صفراويين ، به اصل نسخه ، هليله زرد و بنفشه از هر يك پنج درهم و جهت بخار ، مرزنجوش و گشنيز ، از هر يك پنج درهم و جهت ضعف جگر ، طباشير - بدل مرزنجوش - و گشنيز و جهت سودا با اصل نسخه ، لاجورد يا حجر ارمنى نيم درهم كرده ، ادويه را كوفته و با گلاب و عرق بيد و كرفس و رازيانه حب سازند و قوتش تا دو سال باقى است . [ 163 ] حبّ الايارج : منسوب به « ابن سلمويه » [ ماسويه ] ، نافع است جهت امراض دماغى ، خصوصاً بلغمى و تنقيهء دماغ كند و تندى باصره بيفزايد . صفت آن : ايارج فيقرا ، شش درهم هليلج زرد ، پنج درهم ؛ تربد ، چهار درهم ؛ انيسون و ملح هندى ، از هر يك دو درهم و نيم ؛ غاريقون ، دو درهم ؛ شحم حنظل ، يك درهم و در صفراويين ، سقمونيا به قدر حاجت اضافه نمايند . قوتش تا دو سال باقى است و شربتش تا يك مثقال . [ 164 ] حب اصطمخيقون : به معنى منقّى اخلاط بارده است و جهت تنقيه اخلاط و حفظ صحت و رفع وسواس و امراض سوداويه و خفقان و ضعف معده و گرده ، نافع . صفت آن : صبر ، يك مثقال ؛ بسفايج و افيتمون ، از هر يك شش مثقال ؛ سقمونيا ، غاريقون و شحم حنظل ، از هر يك سه مثقال ؛ سليخه ، زعفران ، حبّ بلسان ، ملح هندى ، عصارهء افسنتين ، اسارون ، وج ، عود ، مصطكى ، بيخ اذخر ، زراوند مدحرج و دارچينى ، از هر يك ، يك مثقال و بعضى وقت ايارج اضافه مىكنند و در بعضى نسخه ، هليلهء زرد و تربد زياد كردهاند . [ 165 ] حبّ النفط : منسوب به « جالينوس » و او ، قوى الفعل است و نافع جهت هر مرض بارد مثل فالج و لقوه و بادها و نقرس و قولنج و امراض معده و عرق النسا و مفاصل و قوتش تا دو سال باقى است و شربتش تا دو درهم . رازى نقل كرده كه مضرّ جگر است و مصلح او ، زيت . و « اسحاق » نقل كرده كه تفتيح بواسير مىكند و مؤلف « تذكره » بر اين ، است كه اين اصح است از اوّل و مصلح او كتيرا و ماء العناب است .